شمس سراج عفيف
389
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
باد كه تاتار خان مرحوم از اصل ترك بود - راويء محقق بروايت مصدق بازنمود - كه در ايام خاليه « 2 » و قرون ماضيه پادشاهي با جاهى صاحب دستگاهي مالك تختگاهي از پادشاهان خراسان در عهد دولت سلطان غياث الدين تغلق غازي در ولايت بىنهايت زمين ملتان و ديبالپور تاخت - و براي نهب و تاراج كوشش « 3 » بيش گماشت - آن پادشاه زني صاحب جمال داشت كه بى او يكزمان قرار نداشت - اتفاقا آن پادشاه آن زن را نيز برابر خويش از آثار اسرار انوار محبت بيش آورده بود - و آن زن باردار بود - چون آن پادشاه در حدود ولايت ملتان و ديبالپور رسيد بتقدير « 4 » الله تعالى آن زن بچه آورده - قضا را همدران شب سلطان تغلق بر لشكر آن پادشاه براي شبخون افتاد - و ابواب قتال چون « 5 » قتّال كشاد - و در ميان لشكر هزيمت افتاد - هريكي رخ بسمتى نهاد - در عين دويدن و پوئيدن و گريختن اين بچه را در گهواره گذاشتند - و هريكي « 6 » روي بتقدير نهادند - چون لشكر سلطان تغلق شاه درانجا رسيد هر چهار جانب بطريقهء تجسس و تفحص دويد « 7 » - خلق لشكر سلطان تغلق اين بچه را در گهواره يافتند - پيش سلطان آوردند - چون سلطان تغلق اين بچه را ديد بغايت پسنديد - و بجاي پسر پرورد - و تاتار ملك نام كرد تاتار ملك در عهد سلطان تغلق خردسال بود - در عهد سلطان محمد
--> ( 2 ن ) سابقه * ( 3 ن ) گوش كوشش بيش * ( 4 ن ) بتقدير الله تبارك و تعالى * ( 5 ن ) چون قنطال * ( 6 ن ) هر همه * ( 7 ن ) ديد *